تبليغاتX
✕❤black love❤✕


✕❤black love❤✕

just for you

می خنـدم و

خودم را به بی خیالی میزنم......

اما می دانم که

از ذهنم بیرون نمیروی که نمیروی...!

چقدر کم توقع شده ام!

نه آغوشت را میخواهم، نه نگاهت را

نه عشقت را و نه حتی بودنت را !

همین که از کنارم عبور کنی برایم کافیست...

همین که بدانم هستی

همین که بدانم خوشی برایم کافیست!

+ شنبه دوازدهم فروردین 1391| 17:42|✖نازنيـــــن✖| |

تولد ۴ سالگي وبلاگم مبارك

عکس

+ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390| 12:43|✖نازنيـــــن✖| |

از یک جایی به بعد

دیگه...

نه دست و پا می زنی

نه دل دل میکنی

نه داد و بیداد میکنی

نه گریه میکنی

نه مشتتو میکوبی به دیوار

نه...

از یه جایی به بعد فقط سکوت میکنی...

efc84loan4480micp7.jpg

+ چهارشنبه دهم اسفند 1390| 19:44|✖نازنيـــــن✖| |

 بودن و نبــودنت هم،

خوب اسـت!

اينهــا اگر نبــاشد،

کي از نبودنـت بميــرَم؟

و کجــا،

براي باز دوباره بودنــت پر پر بزنــم؟!

بگذار زندگي ام،

همين قدر غير عـــادي باشد!

من همه ي اينهــا را

 دوست دارم...

+ شنبه یکم بهمن 1390| 3:26|✖نازنيـــــن✖| |

دست به صورتـم نزن!

می ترسم بیفتد نقاب خندانـی که بر چهره دارم!

و بعــد ...

سیل اشک هایـم

تو را با خود ببرد!!

باز من بمانم و

تنهایــی ...

+ شنبه هفدهم دی 1390| 21:24|✖نازنيـــــن✖| |

يك سال ديگه از روزي كه چشم به روي اين دنيا باز كردم گذشت!!!

گذشت...به همين سادگي

 

+ چهارشنبه هفتم دی 1390| 1:24|✖نازنيـــــن✖| |

اشتبـــاه مــن ایـن بــود....
هــر جــا رنــجیدم ، لبــخند زدم ....
فــکر کــردند درد نــدارد ، سنــگین تر زدنــد ضــربه ها را ...

+ پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390| 22:59|✖نازنيـــــن✖| |

نفس می کشم نبودنت را

 

نیستی

 

هوای بوی تنت را کرده ام

 

می دانی

 

پیراهن جدایی ات بدجور به قامتم گشاد است 

 

به همه ی زوج های خیابان های بارانی و کوچه های پاییزی حسودی می کنم ...

 

گرما زده می شوم ، تو را کم دارم...

 

سرما میخورم ، تو در خونم پایین آمدی ...

 

تو نیستی

 

آسمان بی معنیست

 

حتی آسمان پر ستاره 

 

و باران

 

مثل قطره های عذاب روی سرم می ریزد

 

تو نیستی

 

و من چتر می خواهم ...

 

چه مصیبتی می شود وزش باد

 

دلم برایت تنگ شده...

 

هر چیزی که حس عاشقانه و شاعرانه می دهد در چشمانم لباس سیاه پوشیده...

 

خودم را به هزار راه میزنم

 

به هزار کوچه

 

به هزار در

 

نکند یاد آغوشت بیفتم ...

عکس 

+ شنبه بیست و دوم مرداد 1390| 1:43|✖نازنيـــــن✖| |

 کاش می دانستم
چه کسی این سرنوشت را برایم بافت
آنوقت به او می گفتم
یقه را آنقدر تنگ بافته ای
که بغض هایم را نمی توانم
فرو بدهم...

+ چهارشنبه پنجم مرداد 1390| 2:33|✖نازنيـــــن✖| |

من میدانم

دلم تا همیشه در وسط ترین

نقطه ی زندگیت جا مانده است ...

جایی بین خواستن و نخواستن ...

جایی بین بودن و نبودن ...

جایی بین رفتن و نرفتن ...

جایی بین ....... این نقطه های خالی ...

جا مانده ام

clot1c3m4qjo302witsh.jpg

+ سه شنبه هفتم تیر 1390| 16:37|✖نازنيـــــن✖| |


آنقــدر مرا سرد کرد ؛

از خودش .. از عشق ..

کــه حالا بــه جای دلبستن ،‌ یخ بسته ام!

آهای !!! روی احساسم پا نگذاریــد ..

لیز می‌‌خوریــد .!

+ یکشنبه هشتم خرداد 1390| 10:38|✖نازنيـــــن✖| |

آنگاه که غرور کسی را له می کنی

آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی

آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی

آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری

آنگاه که حتی گوش ات را می بندی تا صدای خرد

 شدن غرورش را نشنوی

آنگاه که خدا را می بینی و بنده ی خدا را نادیده

می گیری

می خواهم بدانم

دستانت را به سوی کدام آسمان دراز می کنی

تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟؟؟

"سهراب سپهری"

+ پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390| 0:0|✖نازنيـــــن✖| |